برای ایوب نعمت الهی و ایوب های کشور

شنبه 19 آبان 1397 ساعت 10:08

درد است دیدن اوضاع مملکت، سرگردانی و بیکاری جوانان، تغییر ذائقه ملت از کتاب و مطالعه به کباب و قلیان. تحمل این درد ها صبر میخواهد. صبری ایوبی که ایوب نعمت الهی نداشت. او را درد سکته نکشت. ایوب و ایوب ها را درد این ملک و مردم کشت و می کشد.

دیشب محمد ایوب نعمت الهی از تحصیلکردگان و روشنفکران بلوچ را به منزلگاه ابدی اش سپردند. او پریشب بر اثر سکته قلبی دار فانی را وداع گفت. ایوب فرزند ارشد مرحوم حاج قدوس خان نعمت الهی از بزرگان و معتمدین منطقه جالق شهرستان سراوان بود که در اوایل انقلاب و شرایط خاص آن زمان بدلیل تقابل حاکمیت با خوانین و سران طوایف، کشور را ترک و بهمراه خانواده در شهر کراچی پاکستان ساکن شدند. ایوب از فرصت مهاجرت استفاده و تحصیلاتش را در دانشگاه کراچی در حوزه مدیریت منابع انسانی تا مقطع فوق لیسانس ادامه داد. او علاوه بر زبان مادری بلوچی و زبان رسمی فارسی به زبانهای اردو و انگلیسی نیز مسلط بود. انگلیسی را به زیبایی و با تسلط کامل صحبت می کرد و می نوشت. مطالعاتش را از منابع و کتب انگلیسی پیگیری میکرد. از دوستان داخل کشور کمتر کسی مانند او دیده بودم که مسائل مدیریتی، اقتصادی و سیاسی را بصورت علمی و تخصصی به زبان انگلیسی بحث و تحلیل کند.
ایوب در ادبیات بلوچی هم دستی داشت. او ادبیات زبان مادری اش را در شهر کراچی نزد مرحوم استاد آکوب درا (درازهی) که چند سال پیش در کانادا درگذشت فرا گرفته بود. او هیچگاه نتوانست یا نخواست در ادارات دولتی مشغول به کار شود. حتی فرصت تدریس در دانشگاه را بدست نیاورد. در واقع جامعه از او و دانشش هیچ استفاده ای نکرد‌. بدلیل قناعت و ساده زیستی اش فعالیت کاری چندانی نداشت و بیشتر وقتش را به مطالعه و نوشتن و رسیدگی به مشکلات مردمی که بدلیل اعتبار مرحوم پدرش کم و بیش به او مراجعه میکردند میگذراند. همزمان نیز باغات خرما و کشاورزی شان را اداره میکرد. معمولا هرگاه به زاهدان می آمد سری به من میزد و ساعتی در خصوص مسایل روز سیاسی و اجتماعی با هم بحث و گفتگو میکردیم.
ایوب از جمله روشنفکرانی بود که شرایط جهانی و منطقه ای را درک می کرد و راهکارهایی برای حل مسائل ملی و استانی داشت اما متاسفانه شرایط کشور و استان به گونه ای رقم خورده است که روشنفکرانی چون ایوب و ایوبها جایی در مشاوره ها، تصمیم گیری ها و مدیریت ها ندارند. در عوض، چاپلوسها، عاشقان پست و مقام، روشنفکر نماها، لابی گرها، نان به نرخ روز خورها و سردارهای تقلبی و ساختگی طوایف جولان میدهند و مقرب و محبوب هستند. نسل ایوب و جوانان روشنفکری چون او که دغدغه قومی و ملی دارند، اهل مطالعه و تحقیق هستند و با صداقت و سادگی زندگی میکنند در حال انقراض است اما تا دلتان بخواهد نسلی پلی استیشن باز، دو دره باز، کفتر باز، مسخره باز و پر افاده که دغدغه اصلی شان داشتن اینترنت پر سرعت و چت کردن با دوستان دختر و پسرشان و به عقب نیافتادن شب نشینی و قلیون کشی شان در کافه ها و کباب زدن در مجتمع های تفریحی و پر کردن پیج اینستاگرامشان است در حال ظهور است و بزودی کتابهای روشنفکری، ادبیات و رمان، آثار شریعتی و مطهری، فرخی، هدایت و صادق چوبک و.. را بجای اینکه در دستان جوانان ببینیم، در قفسه های خاک خورده کتابخانه خواهیم دید. شاید با این اوضاع اقتصادی و سیاسی، در دستان جوانان ما همان قلیان و گوشی هوشمند و سیخ کباب و قهوه اسپرسو باشد بهتر است! بابا جان هایشان هم خرج اینترنت و تفریح و زن و شوهر دادنشان را هم بر عهده میگیرند...اصلا وظیفه شان است!!‌ جوانان با این چیزها سرگرم باشند کم دردسر تر هستند. مملکت هم که گل و بلبل است و در قله های پیشرفت. چه نیازی دارد به روشنفکر و منتقد حرف مفت زن.
اما... درد است دیدن اوضاع مملکت، سرگردانی و بیکاری جوانان، تغییر ذائقه ملت از کتاب و مطالعه به کباب و قلیان. تحمل این درد ها صبر میخواهد. صبری ایوبی که ایوب نعمت الهی نداشت. او را درد سکته نکشت. ایوب و ایوب ها را درد این ملک و مردم کشت و می کشد.
امان الله تمنده رو

افزودن دیدگاه جدید

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • نشانی‌های وب و پست الکترونیکی به صورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.

در این بخش بیشتر بخوانید ...