وضعیت نامطلوب شاخص توسعه انسانی سیستان و بلوچستان پس از 4 دهه

يكشنبه 13 خرداد 1397 ساعت 09:03

دولت باید با آموزش هر چه بیشتر دختران و پسران به ویژه دختران که از نابرابری های مضاعفی رنج می برند، به چرخه ی محرومیت آنان پایان بخشیده و با سرمایه گذاری بیشتر بر روی آنان از فواید اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ناشی از آن جامعه را بهره مند سازد و جامعه نیز بر اهمیت آموزش، رشد فرهنگی و تقویت ارزش های مدنی واقف گردد.

استان سیستان و بلوچستان یکی از معدود استان هایی است که در زمینه شاخص توسعه انسانی همواره در پایین ترین و آخرین رتبه بندی ها در کشور قرار گرفته است. به جهت شاخص توسعه انسانی استان در سال 1365 (387/0) بیست و سومین استان کشور و در سال 1375 (470/0) بیست و چهارمین استان کشور پس از کردستان بوده است. در واقع استان پس از ده سال تلاش رتبه ای پایین تر از سال 1365 را احراز کرده است.
سیستان و بلوچستان در دو دهه اخیر از سال 1385 تا 1395 با کمترین امتیاز شاخص توسعه انسانی (582/0 و 628/0) در قعر جدول قرار گرفته است.
هدف از توسعه انسانی، ایجاد محیطی توانمند برای مردم در جهت برخورداری از زندگی طولانی تر، سالم تر و خلاقانه تر است. با این حال در پژوهش های انجام شده که وضعیت هر یک از مناطق شهری ایران را از نظر برخورداری از شاخص های توسعه انسانی بررسی می کند، حاکی از آنست که در سه شاخص آموزش، تولید ناخالص سرانه، امید به زندگی و شاخص ترکیبی توسعه انسانی مناطق شهری سیستان و بلوچستان نامطلوب ترین وضعیت در کشور را دارد.
در همین راستا بررسی کلی وضعیت سواد در استان طی سال های 55، 65 و 75 نشان می دهد که هرچند درصد کل باسوادان اعم از زن و مرد از 75/29 درصد در سال 55 به 99/35 درصد در سال 65 و به 26/57 درصد در سال 75 افزایش داشته است ولی تفاوت بین نرخ باسوادی زنان و مردان در طول سال های 55 و 65 از حدود 21 درصد به 64/16 درصد در سال 75 کاهش یافته است که اگرچه افزایش میزان باسوادی زنان در طی این 3 دهه را نشان می دهد، با اینحال میزان سواد زنان در مقایسه با مردان همچنان از سطح پایین ترین برخوردار است.
میزان باسوادی کل در سیستان و بلوچستان در سال 85، 90 و 95 به ترتیب به 68، 71 و 76 درصد افزایش یافته است اما مقدار تفاوت باسوادی مردان و زنان (بیش از 15 درصد) همچنان حفظ شده است.
با توجه به اینکه یکی از متغیرهای اساسی تاثیرگذار بر شاخص توسعه انسانی، به ویژه در دوره آموزش عمومی، نرخ باسوادی و آموزش است نتایج پژوهش های مختلف حاکی از وضعیت نامناسب سواد در بین دانش آموزان دختر و پسر مناطق و نواحی آموزشی استان است. همچنین شاخص پوشش تحصیلی هردو جنس از میانگین کشوری پایین تر و دختران نسبت به پسران از پوشش تحصیلی پایین تری برخوردار می باشند.
از طرفی دیگر هرچه از سطوح پایین تر یعنی از ابتدایی به راهنمایی و از راهنمایی به متوسطه می رویم سهم دختران واجب التعلیم از سواد به شدت تنزل می یابد. پوشش 61 % برای ابتدایی، 20 % برای راهنمایی و 11 % در مقطع متوسطه مؤید این مسأله است.
فرصت های آموزشی بین دو جنس در نرخ گذر تحصیلی نشان می دهد که گذر تحصیلی دختران از ابتدایی به راهنمایی، هم از میانگین کشوری و هم از میانگین پسران استان پایین تر است. اما همین شاخص برای دختران از راهنمایی به متوسطه بالاتر از نرخ پسران است ولی همچنان از میانگین کشوری پایین تر است که از جمله دلایل اقتصادی آن این است که پسران استان پس از پایان سوم راهنمایی ترجیح می دهند وارد بازار کار شوند و ضمن کسب درآمد به خانواده خود از لحاظ اقتصادی کمک کنند. از سوی دیگر برخی از دانش آموزان پسر نیز بر مبنای ارزش های خانوادگی خود، ترک تحصیل و برای ادامه تحصیل وارد مدارس دینی و حوزه های علمیه می شوند که خود عاملی بر کاهش راندمان تحصیلی است. نرخ 76 درصدی ترک تحصیل پسران در مقطع راهنمایی این مسأله را تایید می کند. در حالیکه همین نرخ برای دختران 1 درصد است.
با وجود آنکه قانون اساسی دولت ها را موظف به انجام فعالیت های برابر در خصوص زنان و مردان نموده است، هنوز تبعیض ها و بی توجهی ها نسبت به زنان در استان ادامه دارد و استان از چهل هزار بازمانده از تحصیل و لازم التعلیم دختر و پسر رنج می برد که بخشی از این مشکل ریشه در ساختارهای فرهنگی و کلیشه ای حاکم بر استان دارد.
در استان سیستان و بلوچستان هنوز سنت منسوخ و قدیمی برتری پسر بر دختر وجود دارد. علیرغم این که زن در جامعه و تولید نقش دارد هنوز به عنوان جنس دوم محسوب می شود، چون مرد نان آور خانواده است و زن ناگزیر است تا در خانه بماند.
ازدواج زودهنگام دختران و قبول وظایف مادری در منطقه یکی از دلایل ترک تحصیل و مانعی برای ادامه تحصیل دختران است. آنچه تبعیض علیه زنان را دوچندان می کند این است که نابرابری ها به صورت فرهنگ جنسیتی رواج می یابد. صفات انتسابی به هر گروه این مسأله را روشن می کند. یعنی مردان کامل و در رده بالاتر و زنان ناقص و در مراتب پایین تر و در نهایت این فرهنگ بصورت نگرش جنسیتی از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود.
اگرچه در مرکز استان و شهرهای بزرگ سیستان و بلوچستان، نرخ ترک تحصیل دختران پایین تر است، اما هرچه به مناطق روستایی و کم برخوردارتر استان می رویم، این معیار بدلایل بافت قومی- مذهبی و اولویت های جامعه سیر صعودی می یابد.
سیستان و بلوچستان برغم آنکه به لحاظ برخورداری از مراکز دانشگاهی و فضاهای آموزش عالی یکی از استان های موفق در این زمینه است، با اینحال عدم ماندگاری تحصیلکرده ها در استان، ورود نخبگان و دانش آموختگان به عرصه هایی غیرمرتبط مانند رقابت های سیاسی و... منجر به رکود علمی استان و فقدان صنایع علمی- پژوهشی و طرح های مبتکرانه و دانش بنیان شده است که خود توسعه انسانی استان را وارد چرخه ای معیوب می کند.
نتیجه مهمی که از شرایط موجود میتوان برگرفت، آن است که دولت باید با آموزش هر چه بیشتر دختران و پسران به ویژه دختران که از نابرابری های مضاعفی رنج می برند، به چرخه ی محرومیت آنان پایان بخشیده و با سرمایه گذاری بیشتر بر روی آنان از فواید اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ناشی از آن جامعه را بهره مند سازد و جامعه نیز بر اهمیت آموزش، رشد فرهنگی و تقویت ارزش های مدنی واقف گردد.

افزودن دیدگاه جدید

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • نشانی‌های وب و پست الکترونیکی به صورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.