بی شناسنامه ها در بلوچستان؛ مردمی در پی اثبات هویت ایرانی خویش

دوشنبه 24 ارديبهشت 1397 ساعت 12:02

ورود شناسنامۀ پهلوی به بلوچستان، به عنوان تهدید هویت‌های موجود و سنتی و تضعیف روابطی دیده می شد که در آنها فردیت برای اشخاص معنای بسیار محدودی داشت. اما در نظر ارگان های حکومتی، شناسنامه به معنای گسترش کنترل و ایجاد نوعی وابستگی جدید بود که برای ساختن دولت- ملت مدرن یک گام ضروری بشمار می رفت.

بدیهی است که شناسنامه یا سجل هویتی، گامی بروکراتیک برای کنترل و تثبیت مرزهای ملی و شیوه ای برای تعیین شهروندسازی و تعیین حقوق فردی و اجتماعی شهرندان محسوب می شود، با اینحال این گام بوروکراتیک برای هویت سازی جدید که حدود یک قرن پیش در راستای سیاست های ترقی خواهانۀ رضاشاه پهلوی اجرا گردید، همچون دیگر مناطق ایران که نسبت به آن مقاومت شدیدی صورت گرفت و فتاوای ضدیت برخی مراجع دینی را نیز در پی داشت، ورود به جامعۀ سنتی بلوچ نیز که شدیداً به روابط قبیله‌ای، خونی و جوامع محلی وابسته بودند، شناسنامه تهدید آشکاری بر علیه هویت‌های قبیله ای و سنتی‌ بود که آنها با آن زندگی کرده و از آن دفاع می‌کردند.

پیش از انقلاب
ورود شناسنامۀ پهلوی به بلوچستان، به عنوان تهدید هویت‌های موجود و سنتی و تضعیف روابطی دیده می شد که در آنها فردیت برای اشخاص معنای بسیار محدودی داشت. اما در نظر ارگان های حکومتی، شناسنامه به معنای گسترش کنترل و ایجاد نوعی وابستگی جدید بود که برای ساختن دولت- ملت مدرن یک گام ضروری بشمار می رفت.
در بلوچستان، دادن شناسنامه برای قبایل بمعنای گرفتن چیزی از آنها بود. برای دهقانان و دامداران چه یکجا نشین و چه کوچ نشین، سجل بمعنای سمبلیک اش، حضور هر روزۀ دولت در زندگی شان بود. برای آنها دولت با مأموران مالیات بگیر دوران قاجار یکسان بود که به فشار و زورگوئی خان ها و سرداران محلی افزوده می شد و دار و ندارشان را از محصول و دام به تاراج می برد و افراد را برای بیگاری و یا بردگی با خود می برد، برای آن ها سجل هم خط‌و‌نشان دولت در همین راستا به حساب می آمد. از این جهت شناسنامه برای بخش مهمی از جامعه بصورت منبع وحشت و هراس در آمد. ترس از این پروسه "مدرن سازی" با آنکه نتایج ملموس و عینی بلا واسطه ای نداشت، اما هویت های سنتی را تحت فشار قرارداد و موجب شد که بسیاری از ترس "سجل" به کوه‌ها پناه برند و یا حتی به کشورهای دیگر مهاجرت کنند.
البته در جامعه نیم کاستی و نابرابر بلوچستان برداشت مردم نسبت به "آمدن دولت" و دادن سجل یکسان نبود. برای بعضی که در جامعه محلی حقوقی نداشتند، مانند حاشیه نشینان بی مزد و مکنت، گرفتن شناسنامه بمعنای مالک شدن بود، چیزی که آنها هر گز نداشتند. چون همه می بایست شناسنامه بگیرند و شناسنامه ها هم برای همه یکسان بود بنابراین این احساس مساوی شدن را در میان قشر های محروم ایجاد می کرد. اما این احساس مساوی شدن برای آنها که صاحب امتیاز بودند، ناخوشایند و ترس آور بود، از این جهت بود که قشرهای محروم بیشتر از آن استقبال کردند.
ورود دستگاه نظامی و سیاسی رضا شاه در جهت متمرکزسازی به بلوچستان در سال 1928، از دیدگاه بلوچ ها دستاوردی جز بوروکراسی اختناق آور نداشت، در چنین شرایطی از حقوق اجتماعی و ملی مردم بلوچ که یکی از اهداف و سیاست های دولت مدرن نیز بود غفلت شد و شناسنامه، تنها اقدامی آمرانه از سوی دولت مدرن برای تعیین "هویت ملی" افراد شناخته شد. از این جهت در بلوچستان، شناسنامه برای بسیاری از مردم عملاً نقش اساسی در تعیین هویت و فردسازی آنها نداشته است و تنها به مثابه یک تکلیف بیرونی و اجباری ماند.

پس از انقلاب
در حال حاضر، اکثر قریب به اتفاق مردم بلوچ دارای شناسنامه هستند، اگرچه جمعیتی کوچک نیز وجود دارند که هنوز "شناخته نشده اند" و تحت تأثیر شرایط مختلف نتوانسته اند به اوراق هویتی دست یابند.
بنظر می رسد در گذشته، بدلیل آبادانی منطقه و دسترسی سهل الوصول مردم به مشاغل کشاورزی، دامداری و.. شناسنامه نقش تعیین کننده ای در مناسبات بلوچ ها نداشته است، اما در حال حاضر مردم با مشکلات عمده ای از جمله خشکسالی، فقر، محرومیت و افزایش هزینه های زندگی دست به گریبان اند، در این شرایط حمایت نهادهای دولتی می تواند بخشی از مشکلات و نگرانی های مردم را برطرف نماید، حمایت و برخورداری از حقوق شهروندی که البته مشروط به داشتن شناسنامه و مشخص بودن هویتشان است.
ضرورت شناسنامه اغلب در شرایطی احساس می شده که مردم ناگزیر شده‌اند از شناسنامه خود برای گرفتن جیره و یا کوپن استفاده کنند و یا ادامۀ تحصیل، مشارکت های سیاسی و تعیین سرنوشت در پای صندوق های رأی. در این رابطه در دوران جنگ و پس از جنگ، شناسنامه اهمیت عملی خاصی پیدا کرد. پس از پایان جنگ و ثبات سیاسی، اقتصادی در کشور، کماکان خانواده‌ها نسبت به روز دقیق تولد یا تاریخ مرگ توجهی نداشتند و حتی از گزارش مرگ ها خودداری می کردند تا از آن برای جیره گیری استفاده کنند.
شناسنامه در سیستان و بلوچستان برای بسیاری از افراد حکم زندگی را دارد لذا بسیاری از افرادی که به هر دلیلی فوت می شوند، خانوادۀ آنها از ابطال شناسنامه فرد متوفی خودداری می کند، تا بدینوسیله با اهدای شناسنامه فرد متوفی به یکی دیگر از اعضای خانواده به وی حیاتی قانونی ببخشند.
برخی از خانواده ها، شناسنامه افراد فوت شدۀ خانواده را در قبال مبالغی از 1 تا 20 میلیون تومان به اتباع بیگانه و یا اشخاص بدون شناسنامه واگذار می کنند که خود آسیب های اجتماعی و تبعات فراوانی دارد، مسائلی از این دست گره خورده با وضعیت بغرنج سیستان و بلوچستان است که در سالیان اخیر، در سایۀ معضلات اجتماعی و فرهنگی و اهمال متنفذین جامعه و مسئولان دولتی، مشکلات امنیتی نیز به همراه داشته است.
این معضل که هم اکنون نیز در بسیاری از مناطق سیستان و بلوچستان رایج است، محل آسیب های اجتماعی و البته چالش های سیاسی برای دولت بوده است، با اعتنا به همین استفاده های غیرقانونی که به افزایش احساس بی اعتمادی نهادهای دولتی و مردم انجامیده است، و البته ورود مهاجرینی از کشورهای پاکستان و افغانستان به مرزهای کشور که خود را بلوچ معرفی می کنند، نهادهای دولتی ایران نسبت به اعطای مدارک هویتی به اغلب افراد بی شناسنامه قوانین سخت گیرانه ای وضع نموده اند.

اگرچه قوانین ایران هرگونه اقامت اتباع کشورهای افغانستان و پاکستان در استان سیستان و بلوچستان را ممنوع کرده است، با این حال سالیانه، بسیاری از اتباع این کشورها در جستجوی زندگی بهتر و دست یافتن به کار و فرصت های شغلی با استفاده از روش های غیرقانونی و قاچاق به استان سیستان و بلوچستان مهاجرت می کنند، در این میان برخی از آنها با اتکای به پیوندهای قومی با بلوچ های ایران، در سال های اخیر شناسنامۀ ایرانی اخذ نموده و در استان سیستان و بلوچستان اقامت دائم گزیده اند. مسائلی ازین دست که در سال های اخیر موجب اختلال در بازار کار، مشکلات بهداشتی و امنیتی و مهمتر از همه افزایش آسیب های اجتماعی و ازدواج های غیررسمی شده است، موجب شده تا بلوچ های ایرانیِ فاقد شناسنامه، برای اثبات هویت ایرانی خود در تنگنای فزاینده ای قرار گیرند. علیرغم این بسیاری از خانواده ها نیز هستند که بعلت ناآگاهی از تبعات سوء و به زعم خود انسان دوستانه، شناسنامۀ اعضای متوفی خانوادۀ خود را در اختیار مهاجران افغان و پاکستانی قرار می دهند و پیامدهای ناگوار آتی آن را به جان می خرند!
اگرچه هیچ شرایطی نمی تواند نافی مشروعیت تلاش برحق ایرانیان بلوچ برای برخورداری از حقوق رسمی شهروندی و داشتن شناسنامه باشد. چنانکه بر اساس قانون نیز، وزارت کشور وظیفه دارد نسبت به احراز ولادت طفل در ایران و صدور پروانه ازدواج موضوع ماده (۱۰۶۰) قانون مدنی اقدام کند.
از جانب دیگر، سازمان ثبت احوال با تهیه لیستی از اسامی که از نظر این دستگاه شناخته شده و مطلوبند عرصۀ سابقاً باز تعیین نام را محدود و دولتی کرده و از این جهت که خصوصی ترین عرصه زندگی را نیز به تصرف خویش در آورده است، انتقادات بخشی از شناسنامه داران از اقوام کشور را نیز متوجه خود نموده است.
بهر تقدیر، داشتن شناسنامه بخش عمده ای از دغدغه و نگرانی کودکان و خانواده هایی است که زادۀ ایران اند و پدران شان در این سرزمین زیسته اند، اما مدرسه رفتن و با سواد شدن بچه هایشان بیش از هر چیز دل مشغولشان کرده است.
بی شناسنامه ها در سیستان و بلوچستان مردمی هستند که تعدادشان مشخص نیست، اما در واقع جمعیت نامرئی هستند و در جغرافیایی به وسعت تمام استان، از روستاهای دورافتاده تا مرکز استان زندگی می کنند، نقاطی که از چشم خدمات و سرشماری ها مخفی مانده اند.
در خصوص بی شناسنامه ها در سیستان و بلوچستان آمار و ارقام مشخصی وجود ندارد، اما همین بس که به گفتۀ علیرضا نخعی مدیرکل آموزش و پرورش استان، تنها بیش از 11 هزار کودک بی شناسنامه در سال جاری در مدارس استان ثبت نام شده اند، و البته ایشان نیز به این واقعیت تلخ واقف است که "تعداد این کودکان بسیار بیشتر از این رقم است". اگرچه می توان انتظار داشت بسیاری از این قشر کودکان، حتی فرصت سوادآموزی را نیز پیدا نکرده اند.
برخی از زنان بلوچ نیز به ازدواج مردان بدون شناسنامه درآمده اند. از این رو طبق قانون گویی اصلا ازدواجی صورت نگرفته تا تبعات قانونی داشته باشد. طبق قوانین ایران تابعیت فقط از طرف پدر منتقل می شود و مادر در انتقال تابعیت به فرزندش نقشی ندارد.
در چنین شرایطی است که حتی برخی مراکز درمانی که می بایست با نگاهی انسانی و نه نژادی، درمانگر باشند، بدلیل "شائبه افغانستانی بودن" از ارائه خدمات به بیماران ایرانی سر باز می زنند..!
آزمایش DNA یکی از مواردی است که قانون برای اثبات تابعیت ایرانی مقاضیان پیش بینی کرده است، اگرچه در سایۀ فقر و محرومیت، بسیاری از این افراد نمی توانند هزینه های آزمایشات ژنتیکی را تأمین کنند، در نتیجه از دریافت مدارک هویتی محروم مانده اند.
تا کنون بارها و بارها نمایندگان سیستان و بلوچستان در مجلس، فعالان مدنی و فعالان حقوق کودک نگرانی خود را از وضعیت کودکان بلوچ بدون شناسنامه اعلام کرده اند. اگرچه برخی از نمایندگان استان در مجلس این مسئله را نامربوط به مجلس و نمایندگان می دانند! اما بهرحال داشتن تابعیت حق هر فردی است که نمی‌توان از او سلب کرد.
با این حال در روزهای اخیر مسئله فاقدین شناسنامه در کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی مطرح گردید و به گفتۀ بادامچی نماینده مردم تهران، تاکنون حدود 26 هزار نفر فاقد شناسنامه در استان سیستان و بلوچستان شناسایی شده که با پیگیری های مجلس و دستگاه های ذیربط، بسیاری از آنها شناسنامه دریافت کرده اند. وی معتقد است این امر وظیفه دولت بوده است اما متاسفانه در این رابطه کمی معضل قانونی هم وجود دارد که در مجلس پیگیری خواهد شد.
منابع
روزنامه جهان صنعت
https://www.tasnimnews.com/fa/news/1393/10/09/600993
گفتگوی علیرضا نخعی با سایت وقت ایران
http://vaghtiran.ir/fa/news/1509
http://iqna.ir/fa/news/3561473
شناسنامه و هویت در ایران، هوشنگ نورئی
http://www.asriran.com/fa/news/284332
خبرگزاری ایلنا، گزارش نسرین هزاره مقدم
http://www.ilna.ir/fa/tiny/news-385492

افزودن دیدگاه جدید

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • نشانی‌های وب و پست الکترونیکی به صورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.