جایگاه بلوچ ها در ایران؛ محرومیت ها و مسئولیت ها

يكشنبه 13 آبان 1397 ساعت 14:08

قوم بلوچ به جهت مؤلفه هايی نظير قوميت، مذهب، دوری از مركز و.. كمتر در تحولا ت سدۀ اخير نقش عمده ای ايفا كرده است و اين مشاركت ضعیف، ميزان همگرايی اين قوم را با ملت ايران متأثر نموده است

بلوچ ها اقلیت کوچکی به نسبت جمعیت کشور ایران محسوب می شوند که مناسبات اجتماعی شان نیز تاحدود زیادی تحت تأثیر سنت های قومی و گرایشات اتنیکی قرار دارد، اما علیرغم حفظ این ساختار "سنت گرایی" ، جامعۀ بلوچ در بسیاری از افکارسنجی ها، هویتی مشارکت جویانه در رخدادهای مدرن سیاسی- مدنی از خود عرضه می دارد.
اگرچه بنا بر ارقام آماری، سیستان و بلوچستان پایین ترین نرخ مشارکت اقتصادی در کشور را دارد، با اینحال پژوهش های جامعه محور از بلوچ هایی می گویند که برخلاف تصورات بعضاً رایج، دل در گروِ ایران و سرنوشت جمعی آن دارند.
قوم بلوچ به جهت مؤلفه هايی نظير قوميت، مذهب، دوری از مركز و.. كمتر در تحولا ت سدۀ اخير نقش عمده ای ايفا كرده است و اين مشاركت ضعیف، ميزان همگرايی اين قوم را با ملت ايران متأثر نموده است، اما با توجه به سیاست های توسعه محور دولت در درازمدت، شاهد افزايش ميزان همگرايی قوم بلوچ با ملت ايران در سال‌های اخير بوده ايم.
مشارکت اقتصادی، اشتغال و توزیع عادلانۀ فرصت ها در منطقه بلوچستان و علی الخصوص جامعۀ بلوچ مسائلی هستند که همواره مورد بحث و انتقاد نخبگان قرار گرفته اند، اما پرداختن به دلایل، چگونگی ها و چراها، پرسش هایی هستند که با آگاهی از ساختار این جامعۀ سنتی می توان به آن دست یافت.
مردم بلوچ در طول تاریخ نگرشی اصلاحی نسبت به امور داشته اند، هر زمان بواسطۀ اعمال سیاست های ناکارآمد از سوی دولت ها خطری کشور را تهدید نموده، مردم بلوچ با درک شرایط دوران با فرهنگ غالب گفتمان محور و خرد جمعی خویش، با توسل به سازوکارهای دموکراتیک و تمرکز بر انتخابات و صندوق های رأی، همگام و همراه و همنظر با سایر ایرانیان جهت تغییر وضعیت و بهبود اوضاع تلاش نموده اند.
با نگاه به پندارها و تصورات جمعی نیز می توان دریافت که، بلوچ های ايران اوضاع و شرايط اجتماعی و فرهنگی خود را از بلوچ های ساير كشورهای منطقه، توسعه یافته تر می دانند، لذا گرايش به خارج از كشور در ميان بلوچ های ايران ضعيف است.
روحانیون بلوچ و ایدئولوژی دینی
قشر مذهبی و روحانیون بلوچ، عمدتاً خود را مسلمان سنی مذهب معرفی مي‌كنند تا بلوچ با خاستگاه زبان و تبار ايرانی. نخبگان مذهبی بلوچ به سبب گرایشات فکری خود با نحله های مذهبی کشورهای منطقه همچون عربستان، پاکستان و دول عربی حاشیه خلیج فارس، عمدتاً خواهان پيوستگي هويتی بلوچ ها با خارج از مليت ايرانی و مشارکت گریزی از تحولات کشور ایران بوده اند، مقاومت این قشر نسبت به سازماندهی مدارس دینی از سوی دولت و نیز حذف آموزه های خشونت آمیز و بنیادگرایانه از نظام درسی حوزه های علمیه، حاکی از این شکاف فکری- عقیدتی میان روحانیت و مردم است.
علیرغم تلاش نخبگان بلوچ، این قوم نتوانسته است خالق یک ناحیۀ فرهنگی در مرزهای استان باشد، که عمدتاً ناشی از مقاومت روحانیت و تقبیح بسیاری از سنت های فرهنگی جامعه در راستای ایدئولوژی رادیکال و بنیادگرایانۀ آنان بوده است، در نتيجه روحانیت، یک عامل مهم در گسست مرزهای هويتی بلوچ بشمار می آید. اين گسستگی هويتی به همراه نفوذ جريان های بنيادگرا، هزينه های سنگينی بر نحوه مديريت كنونی استان تحميل كرده است. اما چنين جريان هايی در برخورد با نفوذ و تأثیر فزاينده‌ی نخبگان و روشنفکران بلوچ و نیز دستگاه های حاكميتی، ضعيف تر از آن هستند كه در نقش چالشگر امنيت ملی و محلی كشور ظاهر شوند.
سیاست زدگی و عوام زدگی
سیاست زدگی خود گستره وسیعی از معضلات اجتماعی سیستان و بلوچستان را در برمی گیرد، از تعصب درون قومی و فرافکنی جریان های رادیکال گرفته تا توجیه و تفسیرهای غیرکارشناسانه و جهت دار عوامل دست اندرکار بیرونی. هم تفکری که "پنجابی و قجر" را مسئول همۀ مشکلات بلوچ می داند، دچار سیاست زدگی و عوام زدگی است و هم آن مدیر مرکزنشین که بعضاً بلوچ را شایستۀ انتصاب پست های مدیریتی نمی داند و عدم میدان دادن به آنها را با این طرزنگاه موجه می داند.
از جانب دیگر، پدیده‌ی "بی تفاوتی" به سرنوشت، رخدادها و معضلات اجتماعی- فرهنگی استان، که این قوم نسبت به پیشرفت شخصی و جایگاه جمعی خود از آن یاد می کند و بعضی از سیاسیون خارج از کشور هم تعمدانه آن را در بوق و کرنا کرده و در راستای اهداف و اغراض موهوم خود از آن انتفاع سیاسی- حزبی می برند. و نیز برخی از مدیران ناآشنا به وضعیت فرهنگی- اجتماعی استان که به جای بررسی و شناخت این بیماری روان تنی و تعامل در جهت رفع آن، با خوشحالی آن را توجیهی برای طرد افراد بلوچ در استخدام ها و واگذاری فرصت های مدیریتی، سیاسی و غیره می دانند.
نظام اداری و مدیریتی
طبق یک تحقیق توزیع آماری مدیریت در استان در یک بررسی آماری از بین 4615 نفر از مسئولین در شش سطح مدیریتی (رئیس، مشاور، مدیر کل، سرپرست، مدیر، معاون) مشخص شد حدود 80% درصد از کل مسئولین، متولد استان سیستان و بلوچستان بوده اند و 20% درصد باقیمانده از تعداد مسئولین متولد خارج از استان می باشند.
در تحلیل گزارشی در رابطه با استان سیستان بلوچستان که بر اساس اطلاعات دریافتی از 41 دستگاه اجرایی استان است، تعداد 4639 نفر نیروی انسانی در طول برنامه سوم توسعه (83-1379) جذب دستگاههای اجرایی استان گردیده اند. بررسی کارکنان از جهت بومی یا غیر بومی بودن نیز نشان می دهد که از صد درصد نیروهای مزبور، 51.2 درصد بومی و 48.8 درصد غیر بومی می باشند، لازم به ذکر است که بدون در نظر گرفتن نیروهای جذب شده سازمان آموزش و پرورش استان، این میزان در مورد نیروهای بومی 66.2 درصد و در مورد نیروههای غیر بومی 34.8 درصد است.
آمار مستندی از میزان مشارکت بلوچ ها در توزیع کرسی های مدیریتی وجود ندارد، اما بعضاً انتقادهایی نیز مطرح شده است. با اینحال توسعه نایافتگی استان در بعد آموزشی- تحصیلی که خود مفعول معضلات لاینحل و مزمن اجتماعی- فرهنگی است، نیز مزید بر علت سهم پایین ناحیۀ بلوچستان در مدیریت ها بوده است. استخدام اخیر آموزش و پرورش کشور مثالی ازین دست است، چنانکه تعداد کثیری از شرکت کنندگان بومی جنوب منطقۀ بلوچستان در استخدامی آموزش و پرورش موفق به کسب نمره حدنصاب نشده اند و لذا نمایندگان مجلس را بر آن داشته است تا در نامه ای از معاون رئیس جمهور، بخواهند به منظور رفع معضلات آموزشی استان "شرایط به گونه ای تعریف شود که صرفاً امکان جذب و استخدامی نیروهای بومی فراهم شود".
جایگاه زنان؛ نیمۀ پنهان جامعه
تقویت نگاه همگرایی ملی در میان اقوام بلوچ و دولت، وظایف سنگینی را بر عهده دولت و مردم می گذارد. زنان در جامعۀ امروز بلوچ، تقریبا در انزوای نسبی اجتماعی به سر می برند. با یادآوری اینکه تبعیضات علیه زنان، ناقض اصول برابری حقوق و احترام به شخیصت بشر می باشد، جامعه بلوچ امروز نیازمند شکل گیری نگاهی جدید به زنان برای مشارکت بیشتر آنهاست.
اگرچه امروزه، جایگاه زنان بلوچ نسبت به دورۀ های پیشین ارتقا یافته است، حضور زنان در مشاغل و مناصب مختلف، حکایت از نقش بسیار فعال زن بلوچ در تأمین کارکردهای خانواده و جامعه دارد. با اینحال محدودیت دستیابی زنان بلوچ، به مشاغل و حضوری متناسب با نیازهای کنونی جامعه به نسبت جمعیت شان است که هنوز با ایده آل های یک جامعۀ توسعه یافته و دموکرات، فاصله ای قابل تأمل دارد.
با اینحال آنچه باعث ایجاد حرکت صعودی و تغییر ناگهانی موقعیت زنان منطقه بلوچستان شده است، فرصت دستیابی به تحصیل است که یکی از مهمترین دستاوردهای دو دهۀ اخیر پس از انقلاب است. زنان بلوچ در این فرصت تاریخی پیش آمده که ماحصل توسعۀ نگاه ملی در کشور بوده است، توانسته اند بخشی از کرسی های مدیریت استان را که تا پیش از این در انحصار بلامنازع مردان قرار داشته، به خود اختصاص دهند.
اگرچه هنوز هم بخش هایی از جامعۀ بلوچ نسبت به تحصیل زنان و علی الخصوص فراگیری آکادمیک آن خوشبین نیست و این "حق" را ناقض باورهای سنتی- مذهبی خود و عامل تضعیف اقتدار مردسالار جامعه می داند، لذا این مقاومت برعلیه تغییر و مدرنیته، رنجی است که همچنان بلوچ با خود حمل می کند.
طایفه سالاری؛ پاشنۀ آشیل قوم بلوچ
مردم سالاری یکی از شرایط مطلقاً ضروری توسعه است، اما اگر نهادسازی را مقدمۀ دموکراسی و مردم سالاری بدانیم، زمانی منجر به همگرایی ملی می شود که به تمام لوازم و ابزارهای آن برای تحقق مطالبات این گروه ها (از جمله در میان قوم بلوچ) تن بدهیم. اگرچه بنابر تجارب کشورهای توسعه یافته، می طلبد جامعۀ بلوچ از نگاه طایفه ای عبور کرده و به تشکل های مدنی مانند احزاب و انجمن ها که فارغ از نگاه نژادی و نسَبی است روی آورد.
با اینحال با رجوع به تمام تجربیات این قوم در می یابیم که بلوچ نسبت به تغییر ساختار فرهنگی- اجتماعی خود، مقاومت فزاینده ای داشته است. ضرب المثل معروف "باد آورده را باد می برد" کمتر در الفاظ گفتاری قوم بلوچ دیده می شود. این مهم به خاطر آن است که تمام داشته های فرهنگی و اجتماعی این قوم با سختی ها و مشقت آمیخته است. بلوچ آنچه را که دارد به آسانی به دست نیاورده، بلکه نشأت گرفته از موقعیت زیست محیطی و با سیر شرایط سخت جغرافیایی به این دستاورد دست یافته است، بنابراین به آسانی نیز آن را از دست نخواهد داد.
هر چند برخی مطالعه کنندگان قوم بلوچ، این جامعه را نوعی جامعۀ الیگارشی می دانند که موجب عدم تکثر فکری و تعارض و تعامل رفتاری و اجتماعی می شود که به دنبال آن افکار عمومی را حساس نمایند، اما واقعیت آن است که در حال حاضر تکثر فکری در جامعه بلوچ وافر است، اما به علت نبود وسائل ارتباط جمعی و فضای طرح این افکار در رسانه ها برای ارضای فطرت اجتماعی و ارتباط طلبی انسان و نیز به دلیل عدم اعتقاد فطری بخشی از بلوچ ها به تحمل و مدارا در جامعه ای با پلورالیسم فکری و مهم تر از همه نبود اندیشه و رفتار جمعی- مدنی در کلیت این قوم به دلایل جبر و رفتارهای تام گرای تاریخی، موجب شده است که این تکثر فکری به جای نشاط اجتماعی به درگیری های مسلحانه و قومی تبدیل شود.
فقدان ارتباطات؛ گسست هویت ملی
در حال حاضر قوم بلوچ که اکثریت جمعیت استان سیستان و بلوچستان را دارا می باشد، با محدودیت نسبی امکانات و رسانۀ ارتباط جمعی به فراخور نیاز خود برای "انتشار صریح ادبیات، فرهنگ و زبان بلوچی" مواجه است. ضعف ارتباطات داخلی با مرکز از جمله مخابرات، جاده و وسایل ارتباط جمعی و ... حداقل در 25 سال گذشته که بنای عدالت و مواعید اتحاد و تبعیض زدایی داده شد، به انزوای اجتماعی و عدم مشارکت قوم بلوچ، به نسبت شتاب زمان، قدرت بخشیده است. این امر موجب عدم دریافت سیاست ها، پیام ها و قوانین حقوق اجتماعی ملی از سوی بخش هایی از این قوم شده است. در تفسیر این موضوع علاوه بر موارد و ابزارهای اطلاع رسانی باید پایین بودن سطح آموزش و پرورش، کمبود سینما، کتاب، مطبوعات و حتی تلویزیون را اضافه نمود.
در حالی که در عصر دهکده جهانی، دنیا در حال انفجار اطلاعاتی و ارتباطی قرار گرفته، در برخی نقاط بلوچستان هنوز ابتدایی ترین امکانات اجتماعی و فرهنگی مانند مدرسه، تلویزیون، کتابخانه و ... وجود ندارد و برخی از روستاها از نعمت آب و برق محروم هستند. عدم تزریق مدنیت با تمام امکانات و لوازم آن موجب گرایش مردم برای ارضا نمودن حس ارتباط انسانی از طریق اندیشه سنتی قومی- مذهبی، پذیرش دیدگاه‌های آن سوی مرز و گسترش شایعات و تبعات آن با دیدگاه منفی نسبت به دولت ملی می شود، اگرچه در سال های اخیر گام های محدودی در جهت رفع این دغدغه ها برداشته شده بااین حال ناکافی و ناکارامد بوده است.
بهرتقدیر، جامعۀ بلوچ اگرچه با ضعف های ساختاری و مدنی در درون خود مواجه است که تاکنون نخبگان نیز نتوانسته اند راه حلی برای آن بیابند، اما بدیهی است که این قوم سخت تشنه و آماده مشارکت است، اقدام دولت مانند سویچ استارت است. انتخابات شوراهای شهر و روستا در این منطقه نشان از این واقعیت دارد. بلوچ ها مشتاق هستند که در لایه های مختلف مسئولیت های اجتماعی به آنها اعتماد شود و در امور کشور مشارکت داده شوند. ویژگی رفتاری و انسانی بلوچ که از شرایط زیست محیطی و جغرافیایی او نشات می گیرد،‌ به خوبی بیانگر این واقعیت است که این قوم با دریافت کمترین امکانات رفاهی، آماده پاسخگویی متقابل به میزان چندین برابر است.
استفاده از نیروهای توانمند بلوچ که بی شک خواست جامعۀ مدنی، ان.جی.او ها، نخبگان اجتماعی و فرهنگی است، موجب نزدیکی اجتماعی بلوچ به "جامعه ایرانی" می شود و همگرایی ملی با حفظ هویت فرهنگی به دنبال دارد. ضمن اینکه موجب شکاف در جامعه سنتی و اندیشه های بدوی می شود. در چنین شرایطی گروه های متشکل مدنی، زمینه رفتار مدنی و تعامل منطقی اجتماعی در چنین جوامعی را فراهم می کنند. قوم بلوچ در حال حاضر نیازمند مشارکت همه جانبه و توسعه است. اما در سیمای بلوچ با وجود فراهم بودن استعدادی بالقوه، انزوای اجتماعی و سکوت مدنی دیده می شود. روشنفکران و جوانان باید به میدان بیایند و خانه نشینی را نیز با تغییر دیدگاه تبدیل به یک حرکت مدرن شهری و اجتماعی کنند.
منابع:
معاونت توسعه مدیریت و منابع انسانی رئیس جمهور، دفترآمار، 1388
نیروی انسانی جذب شده در طول برنامه سوم توسعه (83-1379)
جبر، جغرافیا و اجبار تاریخ، فیض الله پیری
پرتال استانداری سیستان و بلوچستان
نامۀ مجمع نمایندگان استان سیستان و بلوچستان به معاون رئیس جمهور، 14 بهمن 95
بررسی عوامل واگرايی قوم بلوچ و تاثير آن بر امنيت كشور، پروانه عزیزی و رزا آذرکمند
آرشیو روزنامه شرق و ویژه نامه های شرق در سیستان و بلوچستان
روزنامه خراسان، ویژه نامه سیستان و بلوچستان
وبلاگ رازگو بلوچ، محمد اکبر رئیسی

افزودن دیدگاه جدید

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • نشانی‌های وب و پست الکترونیکی به صورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.